• مصاحبه ی برت هارت با شبكه ی رادیویی ماندی نایت میهم

د اكسلنس اكسیكیوشن برای دومین بار در شبكه ی رادیویی ماندی نایت میهم حاضر شد. در این مصاحبه او در رابطه با همكاری با رینگ آف هونر و حضور در تور انها صحبت كرد. برت در این گفتگو بسیار صاف و ساده صحبت كرد و از حضور در آر او اچ در تابستان گذشته ابراز رضایت كرد. "همه چیز عالی بود. افتخار میكنم كه عضوی از آر او اچ در چند ماه گذشته بودم. زمان زیادی در شیكاگو بودم و قصد دارم به منهتن سنتر در نیویورك برگردم. خاطرات زیادی در اونجا دارم. امیدوارم تعاد زیادی از طرفداران قدیمی من به اونجا بیان و فقط یك سلام به من بگن. برای من، بهترین طرفدارانم همیشه در نیویورك بودند. اگر بتونم یك مسابقه در یك مكان داشته باشم، اونجا مدیسن اسكوئر گاردن خواهد بود."

برت هارت هفته ی گذشته در شوی آر او اچ در ویندی سیتی حضور داشت و به صورت شگفت آوری مورد توجه مخاطبین قرار گرفت و تعامل فوق العاده ای بین برت و طرفداران بود. مجری نظر هیتمن رو در مورد همكاری با آر او اچ تا اینجا جویا شد. "من احترام زیادی برای كمپانی و كشتی گیرانی كه در اونجا كار می كنند قائلم. كشتی گیران واقعا در نمایش ها به سختی كار میكنند. من تماشا كردم و فقط میتونم به كسیكه در این رشته كار میكنه احترام بگذارم. اونجا برای من سرگرمی زیادی داره و در شوها همه كار انجام میدهند. اونجا هستم تا مقدار بسیار كمی بهشون كمك كنم تا بیشتر مورد توجه قرار بگیرند."

 

در آخرین پی پر ویوی دبلیو دبلیو ای، بریكینگ پوینت، د مونترال اسكروجاب بار دیگر در مسابقه ی قهرمانی سنگین وزن بین سی ام پانك و آندرتیكر تكرار شد وتماشاگران خشمگین بودند كه دبلیو دبلیو ای به راحتی نمیتونه اجازه ی چنین كاری رو بده. مجری نظر برت هارت در مورد اتفاقات آن شب و فریادهای You Screwed Bret رو پرسید. فریادهایی كه نه تنها در بركینگ پوینت و بل سنتر بلكه در راء فردا شب در تورنتو نیز شنیده شد. برت گفت:"من طرفداران زیادی در سرتاسر كانادا دارم. شما عكس العملهای مشابهی در تورنتو، كالگری، ونكوور و جاهای دیگر دیدید اما مخصوصا مونترال به این موضوع حساس هست.فكر میكنم بعضی از مردم گاهی اوقات نمیدونند كه اون چیزی كه برای من مهم بود در معرض خطر قرار داشت. من در اون زمان داشتم یك قهرمان ملی میشدم . بردن كمربند من رو به یك قهرمان ملی تبدیل میكرد. اون برای هر كانادایی موضوع مهمی بود، یك دستاورد بزرگ، اما زمانیكه همه چیز رو عوض كردند و من رو به یك هیل تبدیل كردند همه ی این نكات منفی راجب آمریكا در ذهن طرفداران كانادایی شكل گرفت." برت هارت صحبتهای قبل از سروایور سریس 97 رو به یاد می اورد كه به وینس مكمن گفته بود كه نمیتونه به مونترال بره و در اونجا شكست بخوره. "قصد آنها این بود كه من رو در اون روز بازنده كنند و تنها چاره ای كه داشتم این بود كه به دبلیو سی دبلیو برم."

در سوالی نظر برت هارت رو در مورد موفقیت هارت داینستی(دیوید هارت اسمیتف تایسن كید و ناتالیا نیدهارت) در اسمكدان جویا شدند. هارت گفت:"فكر میكنم همه ی اونها كار بزرگی انجام دادند. اونها دارند بهتر و بهتر و با اعتماد به نفس تر میشن. تكنیك خوبی دارند و به خوبی كسانی كه در كمپانی هستند كار میكنند. من به هر سه ی اونهها افتخار میكنم."

مجری: سوال بزرگی كه در ذهن طرفداران رسلینگ در سرتاسر جهان بوجود آمده است. آیا برت هارت به دبلیو دبلیو ای باز می گردد؟ هیتمن همه كار در دنیای رسلینگ انجام داده هست و اخیرا دختر بزرگ او(جید) باردار و در آستانه ی به دنیا آوردن بچه هست تا برت برای اولین بار تجربه پدربزگ بودن رو بچشه. چیز دیگری برای او باقی میمونه تا تحقق پیدا كنه؟ گمانه زنی هایی كه اخیرا در اینترنت وجود داره مبنی بر بازگشت قریب الوقوع برت هارت به دبلیو دبلیو ای صحت داره. اینها رو من به نقل از گزارش رسلینگ آبزرور میگم كه برت هارت به دبلیو دبلیو ای باز خواهد گشت. منشا این خبر از كجاست. آنچه برای آینده ی كاریت در نظر گرفتی چیست؟ "روشی در زندگی دارم كه به دنبال چیزی هستم كه من رو خوشحال كنه و سلامتی من رو حفظ كنه. من كارهای سخت رو انجام دادم و به دنبال آرزوهایی هستم كه تا كنون بهش دست پیدا نكردم. دوست دارم دو یا سه كتاب در مورد موضوعات مختلف بنویسم. ممكن حاست حتی برخی آثار داستانی در مورد رسلینگ نیز بنویسم." آیا برت هارت در نقش یك سفیر كشتی حرفه ای همانند ریك فلیر در آر او اچ باقی خواهد ماند یا به خانه اش دبلیو دبلیو ای باز خواهد گشت؟ تنها چیزی كه میتونیم بگیم این هست: منتظر باشید...

 




طبقه بندی: داخلی: مصاحبه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 مهر 1388 توسط علی عسگری

 

  • سوپراستار سابق دبلیو دبلیو ای به رینگ باز می گردد؟

سیلوین گرنیر كه پیش از این با نام سیلوان در دبلیو دبلیو ای حضور داشت به تازگی یك مصاحبه ی رادیویی رو انجام داده كه مهمترین قسمتهای این مصاحبه رو برای شما آماده كردیم.

در مورد رنه دوپری: رنه برنامه ریزی زیادی برای زندگیش نداشت. چیزی زیادی تغییر نكرده است. من حتی روی غرورم پا گذاشتم و او رو برای آخرین نمایشم دعوت كردم. من بهترین آرزوها رو برای او میكنم اما فكر نمیكنم كه دیگه با همدیگه كار بكنیم.

توسعه توانایی ها: در پی پر ویو من فقط با كریس جریكو صحبت كردم. من گفتم كه كریر من عقبگرد داشت. من اولین مسابقه ام رو در مقابل 20 هزار نفر انجام دادم اما آخرین مسابقه ام تنها جلوی 250 نفر انجام شد و اون گفت: ناقلا، اگر بتونی 20 نفر رو سرگرم كنی انگار كه 20 هزار نفر رو سرگرم كردی. من یك سال در مونترال بودم و حالا میخوام به نیو برونزویك برم و با امضای قرارداد های جدید در جاهای مختلف كشتی بگیرم. بدون محدودیت های تلویزیونی در ایندای كشتی بگیرم و اونچه رو كه میخوام انجام بدم. گاهی اوقات كار بكنم و گاهی نه. بنابراین اگر به دبلیو دبلیو ای برگردم برای رقابت آماده خواهم بود.

بازگشت به دبلیو دبلیو ای: من با اونها در بریكینگ پوینت صحبت كردم. من توانایی خوبی در صحبت كردن با افراد دارم و این نكنه ی مهمی هست. من با رفتن به مونترال مشاغل زیادی پیدا كردم. من در آر دی اس(شبكه تلویزیونی) هستم و هر هفته در تلویزیون برنامه دارم. فعالیتهای خاص خودم رو دارم و در مدرسه ی كشتی كج خودم هم كار میكنم. بنابراین من واقعا مشغول هستم اما اگر دبلیو دبلیو ای به من نیاز داشته باشه من به اونجا خواهم رفت. من یكی از شاگردانم رو معرفی كردم و اونها واقعا از اون خوششون اومد و بهش پیشنهاد امضای قرارداد رو دادند.

 




طبقه بندی: داخلی: مصاحبه، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 مهر 1388 توسط علی عسگری

 

مجله دبلیو دبلیو ای هر ماه مصاحبه هایی رو ترتیب میده كه اینبار و برای نسخه ماه اكتبر با بیگ شو، سانتینو مارلا و گلداست مصاحبه كرده و سوالات جالبی هم پرسیده شده و خواندن آنها خالی از لطف نیست. ما سوالات مربوط به بیگ شو و سانتیو مارلا رو اماده كردیم و اگر به مصاحبه مربوط به گلداست علاقمند بودبد در نظرات اعلام كنید تا اون رو هم به پست اضافه كنیم.

 

  • بیگ شو

در عكس روی مجله ، ما تو رو در نقش قهرمان سفرهای گالیله معرفی كردیم. آیا همه از دید تو كوچك هستند؟

من نمیتونم بگم كه مردم از دید من كوچك هستند اما چیزهای معمول در نظر مردم، اغلب برای من كوچك هستند. سقف یا درب ورودی یك فروشگاه كه وارد شدن از اون برای من دشوار هست و كلا چیزهایی كه برای یك فرد عادی مناسب هستند اما برای من اینطور نیست. به عنوان مثال، یك فنجان قهوه كه در دست من هست شبیه فنجان اسباب بازیست كه بچه ها با اون بازی می كنند.

ما نمیتونیم تصور كنیم كه تا حالا كسی بیرون از رینگ با تو مبارزه كرده باشه.

اتفاقا بالعكس، مردم همیشه سعی دارند با من درگیر بشند. اونها وقتی خونشون به جوش میاد من رو به مبارزه دعوت میكنند و من در جواب میگم كجا؟ بعد از شام؟ و یا با یك حرف خنده دار اوضاع رو اروم میكنم و همه چیز رو با یك خنده تمومش میكنم. بعضیها ممكن هست با من دشمنی كنند اما نمیزارم درگیری تشدید پیدا كنه.

در حال حاضر در كنار تو، نا م افراد دیگری هم در لیست سوپراستارهای غول پیكر وجود داره مثل كین، كالی و مارك هنری. فكر نمیكنی موضوع عظیم الجثه بودن در دبلیو دبلیو ای كهنه شده؟

نه فكر نمیكنم جونكه ما افرادی مختلف از مردان بزرگ هستیم. مارك هنری یكی از قویترین كسانی هست كه در رینگ باهاش روبرو شدم. اون میتونه بازوهای شما رو از جاش در بیاره. همچنین كین بزرگ و پرقدرت هست اما با نوعی متفاوت و اما كالی؟ خوب اون فقط یك فرد قد بلند هست كه فقط میتونه خم و راست شه. چیزی كه مهمه من بزرگترین ورزشكار جهان هستم و این ویژگی من رو از بقیه متمایز میكنه.

میدونیم كه تو كارت رو در دبلیو سی دبلیو با نام پسر آندره د جاینت شروع كردی تا در پیشرفتت كمك كنه. اصلا این كار حرفه ای بود؟

در ان زمان این ایده ی دبلیو سی دبلیو بود تا یك سوپراستار رو به كسی كه در گذشته بود مربوط كنه. هیكل من خیلی از مردم رو به یاد آندره مینداخت و من این رو به فال نیك می گرفتم چونكه اون یكی از بهترین ها بود. اما سخت بود چونكه افرادی بودند كه عاشق آندره بودند و میومدند و صحبتهایی رو به من میگفتند مثل:"ما پدرت رو دوست داشتیم، خیلی خوشحالیم كه تو الان اینجا هستی." این احساس كمی اذیت كننده بود.

 

  • سانتینو مارلا

در این قسمت سانتینو به سوالاتی كه طرفداران از او پرسیده بودند پاسخ داد:

اولین خاطرت از دبلیو دبلیو ای در دوران كودكی چی بود؟

سال 1983 بود(ساتینو متولد 1979 هست)، من در خانه نشسته بودم و مسابقه ی بین جیمی اسنوكا و دان موراكو كه استیل كیج مچ بود و در مدیسن اسكوئر گاردن انجام میشد رو تماشا میكردم. موقعی كه اسنوكا از بالای قفس پرید من هیجان زده شدم. در اون لحظه من واقعا مجذوب دبلیو دبلیو ای و همه چیزش شدم. حالا من اینجا هستم، 26 سال بعد.

اگر من یك دوربین مخفی در خانه ی شما كار بگذارم چه چیز تعجب آوری از شما خواهم دید؟

در اتاق نشیمن میرقصم. رقص بالا تنه ی من برگرفته از باشگاه رقص خانمهاست. ممكنه كمی از اون رو بعد از یكی از بردهای بیشمارم دیده باشی. من اسم آخرین رقصم رو گذاشتم  "د ایتالین اینكوئیزیشن"

این جمله رو تموم كنید. من فروتن هستم در رابطه با...

قدرت عجیب و غریبم در باشگاه. در یك مقطع من 405 پوند رو بلند میكردم. هرگز كسی مثل من رو نخواهید دید. بعضی افراد با عضلات بزرگ هستند كه ممكمن هست قوی به نظر بیان اما قدرت به ظاهر نیست. ممكن هست من به بزرگی اونها نباشم اما قطعا میتونم به اندازه اونها وزنه بزنم شاید هم بیشتر. آمیكو! (دوست من)

اگر میتونستید جای یك انسان یا حیوان باشید، اون شخص یا حیوان چه كسی بود؟

شیر، سلطان جنگل، یال من از هر شیر دیگری بیشتر رشد میكنه. من حتی میتونم روی دو پای عقبم راه برم و همه شیرهای ماده رو تحت تاثیر قرار بدم. چه كسی میخواد با این همه فشار و قرض و بدهی به زندگی برگرده؟ من نیستم... اما یك شیر از هیچ چیزی نمیترسه درست مثل سانتینو.

 

برای خواندن مصاحبه ی كامل مجله ی ماه اكتبر دبلیو دبلیو ای رو خریداری كنید.




طبقه بندی: داخلی: مصاحبه، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 مهر 1388 توسط علی عسگری

 

تد دیبیاسی به تازگی مصاحبه ای رو شبكه تلویزیونی ای اس پی ان انجام داده كه ما این مصاحبه رو از زبان جان رابینسون(مصاحبه كننده) برای شما نوشته ایم.

زمانیكه تد دیبیاسی یك پسربچه بود، فكر دزدیدن كمربند میلیون دلار پدرش و فرار به مكزیك رو داشت؟ "همه وقت در موردش فكر میكردم." این جمله رو تد دیبیاسی جوان میگه در حالیكه داره میخنده. كسی كه در سن رشد، پدرش رو در نقش یك مرد بدجنس و یكی از منفورترین افراد در اون زمان دیده. اما او پسر میلیون دلار من بوده و به كمربند میلیون دلار دسترسی داشته، چه از این مزیت استفاده میكرد یا نه. دیبیاسی با پوزخند میگه من داستان كمربند رو بگم. من در واقع میخواستم یك روز كمربند رو به دوستام نشون بدم و پدرم كمربند رو داخل یك كیف حمل میكرد. یك كیف هالی برتون(مارك كیف) با یك قفل بر روی اون. همه بچه ها وقتی كیف رو دیدند تمامی كارهاشون رو كنار گذاشتند و به دنبال من اومدند و من كیف رو روی میز گذاشتم و رمز رو وارد كردم. در كیف باز شد و چیزی كه در كیف بود برق میزد: كمربند میلیون دلار من. گذشته از اون من سه تا دوست دختر داشتم.

اما این روزها دیبیاسی برای جلب توجه كردن نیازی به نشان پدرش نداره. پسر میلیون دلار من به دنبال انجام كاریست كه پدرش هرگز نتوانسته انجام بده، یعنی بردن كمربند دبلیو دبلیو ای.من و دیبیاسی نشستیم تا در مورد بازی اسمك دان ورسز راء 2010 و كریر او در هر دو حالت طبیعی و مجازی صحبت كنیم. در اینجا رویاهای پسر میلیون دلار من و نظر او در مورد ویدئو گیم جدید رو خواهیم شنید.

 

- من برای تماشای راء در سن خوزه بودم. فكر نمیكنی پدرت رو كمی محكم زدی؟

- میدونی، اینو از خیلی وقت پیش نگه داشته بودم [در حالیكه میخنده]. وقتی این اتفاق افتاد من كمی به اطراف نگاه كردم و منتظر عكس العمل پدرم بودم و احساس بدی داشتم اما شما شوء رو پس از پایان پخش تلویزیونی تماشا نكردید. بعد از اتمام شوء، من، كودی رودز و رندی اورتن در قسمت ورودی روی استیج ایستاده بودیم و ناگهان موزیك میلیون دلار من زده شد و پدرم وارد شد. در طول زندگی او حتی یك سیلی هم به من نزده بود اما این بار یك ضربه به باسنم زد و ورزشگاه منفجر شد اما با این وجود بله، او رو محكم زدم اما اونم تلافی كرد.

چه چیزی رو دوست داری؟ نه فقط رشد كردن در این بیزینس بلكه تلاش میكنی تا چه چیزی از تو در دبلیو دبلیو ای به جا بمونه؟

این كار از یك رویا آغاز شد و این چیزی هست كه من همیشه به دنبال اون هستم و به نظرم به اون میرسم اما شاید بعضی از مردم بگن كه من یك كشتی گیر نسل سوم هستم و همه اینها به خاطر پدرم بوده. بله، شما نگاه كنید شاید برخی از این توجهات به خاظر احترام به پدرم و كارهایی كه انجام داد باشه اما در واقع من توانایی ها و استعداد این كار رو نشون دادم. من سخت كار كردم تا بتونم به اینجا كه هستم برسم و در این راه پدرم مایه دلگرمی بوده. افراد زیاد دیگری نیز در طول این راه به من كمك كردند مثل: هارلی ریس، استیو كـــیرن، تام پریچرد و كسانیكه با من تمرین كردند. كشتی گرفتن با كسانی مثل دی اكس كه  مسابقه دادن با اونها یك افتخار هست و این غیر قابل انكاره و از این لحاظ خیلی هیجان زده هستم.

یكی از بهترین مسابقاتی كه تا به امروز داشتی در مقابل هم تیمی خودت در لگسی یعنی رندی اورتن بوده. برای اثبات كردن خودت و رسیدن به مكان های بالاتر فشارهای زیادی  به روی تو بود؟

فشار همیشه هست به خصوص زمانیكه با رندی اورتن در رینگ باشی چرا كه او تاپ هست. پخش زنده، هزاران نفر در ورزشگاه و میلیون ها نفر از طریق تلویزیون تو رو به دقت زیر نظر دارند به آدم فشار میاره اما شب خوبی برای من بود. من همیشه میخواستم با رندی كشتی بگیرم. هر دو جوان هستیم و هر دو عضو لگسی اما من فكر میكنم كه آینده، فرصتهای خوبی رو به من میده.

رندی همیشه میگفت كه سفر كردن با تریپل اچ و ریك فلیر كریر او را تغییر داد و از همنشینی با اونها تجارب زیادی كسب كرده. آیا رندی این تجارب رو به تو و كودی كه در جاده ی پیشرفت هستید انتقال داده؟

بله البته. ما كشتی گیران نسل سوم هستیم و همدیگر رو به خوبی درك میكنیم. رندی نه تنها به ما كمك میكند بلكه بین ما نوعی تعهد وجود دارد تا كارهای بزرگتری رو انجام بدیم. سوپراستاران بزرگ قدیمی همیشه در كنار ما نخواهند بود. به دی اكس نگاه كنید، اونها پیر هستند [می خندد]. اونها قدیمی هستند و الان دوره ی ماست.

تو با كودی رودز (پسر داستی رودز) در یك گروه هستید اما به نظر میرسه رقابتی بین شما دوتا وجود داره تا به پله های بالاتر برسید. اینطور نیست؟

بله، این رقابت بین هم وجود داره. بین من و كودی، مطمئن هستم كه او هم یكی از تاپ ها خواهد شد و هیچ تردیدی ندارم كه من هم به جاهای بالاتری خواهم رسید بنابراین فكر میكنم كه این چیزی مشترك بین ما هست و هردو با هم حركت میكنیم. ما در حال بالا رفتن از نردبان ترقی هستیم و انگیزه داریم. من یك برادر كوچكتر در اف سی دبلیو دارم و انتظارها از من بالاست.

بنابراین برادرت عضو بعدی لگسی هست؟

نمیدونم، او تنها شش ماه هست كه در اونجا حضور داره.

چه مدت میكشه تا به دبلیو دبلیو ای بیاد؟

حدود شش ماه [می خندد]، اما او 21 ساله هست و جوان و كارش رو تازه شروع كرده. اگرچه كارش خوب هست و پیشرفت زیادی هم كرده.

بازی جدید اسمكدان ورسز راء 2010 به شما اجازه میده تا استوریلاین رو خودتون بسازید. اگر بتونی استوریلاین آینده ت در كمپانی رو خودت بنویسی، چه استوری خواهد بود؟

من میخوام آندرتیكر رو در رسلمنیا شكست بدم و ركوردش رو بشكونم. این نهایت اون چیزیست كه مینویسم.

علاقمند به داستان تیكر هستی چونكه پدرت كسی هست كه تیكر رو در اولین حضورش معرفی كرد؟

دقیقا.

ما منتظر بازی اسمك دان ورسز راء 2010 هستیم و میدونم افراد زیادی مثل كودی و كوفی كینگستن گیمر های بزرگی هستند. آیا تو وقتی برای بازی كردن میزاری؟

صادقانه بگم من زمان زیادی ندارم. من ازدواج كردم و وقتی به خانه میرم در نظافت خانه به همسرم كمك میكنم و زمان ازاد زیادی ندارم. من واقعا پیر شدم. [به شوخی]. اما بدیهیست وقتی كه خودم در بازی هستم باید دوباره شروع كنم به بازی كردن. من از هر زمانی برای بازی كردن استفاده میكنم و شاید این بازی رو برای پی اس پی بخرم.

وقتی كه بچه بودی، در بازیهای قدیمی كشتی كج پدرت رو انتخاب میكردی؟

تا اندازه ای، پدرم به خانه اومده بود و ما او رو به فرودگاه رسوندیم و در اونجا به فروشگاه اسباب بازی رفتیم و پدرم 5 یا 6 بازی نینتندو رو همونجا برای من خرید و من تمام روز نینتندو بازی میكردم و در اون بازی پدرم رو انتخاب میكردم. واقعا لذت بخش هست كه اون زمانها رو به یاد میارم.

 

  • از لابلای صحبتهای تد دیبیاسی

- شاید برخی از این توجهات به خاظر احترام به پدرم و كارهایی كه انجام داد باشه اما در واقع من توانایی ها و استعداد این كار رو نشون دادم.

- دی اكس قدیمی شده و الان دوره ی ماست.

- من میخوام آندرتیكر رو در رسلمنیا شكست بدم و ركوردش رو بشكونم.

- من ازدواج كردم و وقتی به خانه میرم در نظافت خانه به همسرم كمك میكنم

 




طبقه بندی: داخلی: مصاحبه، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 شهریور 1388 توسط علی عسگری

 

خبرگزاری اسلم رسلینگ به تازگی مصاحبه ی جدیدی رو با كریس جریكو انجام داده و سوالات متعددی رو از این سوپراستار محبوب پرسیده.

كریس جریكو درباره ی شخصیت فعلی خودش در كمپانی دبلیو دبلیو ای گفته كه:

از وضعیت فعلی كه دارم راضی هستم و دوست دارم به همین نحو به حرفه ی خودم ادامه بدم و اصلا دوست ندارم كه بیبی فیس بشم چون من هرگز نمی تونم مانند یك آدم مظلوم باشم.

همچنین كریس جریكو درباره ی تگ تیم شدنش با بیگ شو میگه:

وقتی كه اج مصدوم شد همه شوكه شده بودن و هیچ كس نمی دونست كه باید چكار كنه تا اینكه وینس مكمن بیگ شو رو پیشنهاد كرد.  جریكو درباره بیگ شو میگه:

بیگ شو سوپراستار بزرگ و باتجربه ای هست و كار كردن در كنارش خیلی جذابه.

نظر كریس درباره ی گزینه های دیگر برای جایگزین شدن اج:

الان سوپراستارهای جوان و خوبی مثل دالف زیگلر و میز در كمپانی مشغول فعالیت هستن كه مطمئنا آینده ی خوبی هم خواهند داشت ولی همیشه جایگزین سوپراستارهای بزرگی همچون اج باید مثل خودش باتجربه و حرفه ای باشن تا بتونن جای خالی اش رو پر كنن كه به نظر من بیگ شو بهترین گزینه برای این تگ تیم شدن با من بود.

  • در اینجا مهم ترین عنوان هایی كه تا كنون كریس جریكو بدست آورده رو شاهد هستید:

NWA World Middleweight Championship - 1 Time
ECW World Television Championship - 1 Time
WCW Cruiserweight Championship - 4 Times
WCW World Television Championship - 1 Time
WCW World Heavyweight Championship - 2 Times
WWE World Heavyweight Championship - 2 Times
WWF European Championship - 1 Time
WWF Hardcore Championship - 1 Time
WWE Intercontinental Championship - 9 Times
WWE Tag Team Championship - 1 Time
WWF Undisputed Championship - 1 Time
WWE World Tag Team Championship - 4 Times
WWE Slammy Award for Superstar of the Year 2008

 




طبقه بندی: داخلی: مصاحبه، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 شهریور 1388 توسط علی محمد ارجمندی


باتیستا صبح امروز مصاحبه ای رو در شبكه ی رادیویی Hot 99.5 در واشینگتن انجام داد. مجری شبكه از باتیستا در مورد مصدومیتش سوال میكنه و او در جواب میگه: من هر روز احساس بهتری نسبت به قبل دارم و بی صبرانه منتظر بازگشت به دبلیو دبلیو ای هستم. من رسلمنیا رو از دست دادم و برام دلسرد كننده بود كه این موضوع برای دومین بار اتفاق می افتاد. اما موضوع اصلی سلامتی من بودكه اونو بدست آوردم و با ریكاوری كه كردم میتونم در رسلمنیای سال آینده در بهترین شرایط باشم.


مجری در مورد وضعیت كنونی راء و برنامه ی میهمان ویژه سوال میكنه. باتیستا در جواب میگه: من ماه گذشته میهمان ویژه بودم و خیلی جالب بود، این ایده رو دوست دارم. میهمانان بزرگی از جمله: فردی پرینس، ست گرین و جرمی پایون حضور داشتند و باب باركر هم میهمان بعدی خواهد بود. او یك لجند واقعیست.


مجری برنامه بحث رو به سمت كتاب باتیستا با نام Batista Unleashed  میبره و در مورد رابطه باتیستا با ملینا صحبت میكنه و میگه اون دختر جذابی هست. نظرت چیه؟ باتیستا در جواب میگه: او دختر بزگ و خیلی شیرینی هست و هنوز هم دوستان خوبی برای هم هستیم. مجری میپرسه كه به نظر، تو دوست داری با چنین زنهایی رابطه داشته باشی. آیا این روابط در شغل تو تاثیر منفی نداره؟ باتیستا میگه: من آدم حرفه ای هستم و این دو موضع جداگانست. من با تعدادی از دیواها بودم اما زمان كار به صورت حرفه ای روی اون تمركز میكنم. من با ملینا، كلی كلی و اخیرا با روزا مندز بودم. مجری با شوخی از باتیستا میپرسه كه نمیخوای ست دیواها رو كامل كنی؟ باتیستا میگه: اونها زیباترین زنهای دنیا هستند. مجری میگه آیا دیوای دیگری هست كه بخوای باهاش ارتباط داشته باشی؟ باتیستا میگه: خواهران توئینز عجب چیزی هستند.


سپس مجری در مورد سامراسلم سوال میكنه و باتیستا میگه: این پی پی وی صدا كرد و شوی بزرگی بود و من كه در لس آنجلس و در بین طرفداران بودم احساس بسیار خوبی داشتم. من شوء رو تماشا كردم و به نظرم خیلی زیبا بود و سی ام پانك هم پیشرفت خیلی خوبی داشته.

باتستا در آخر باز هم یادآور شد كه راء این هفته با حضور باب باركر رو حتما تماشا كنید.





طبقه بندی: داخلی: مصاحبه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 شهریور 1388 توسط علی عسگری
(تعداد کل صفحات:3)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]  

تمامی حقوق این سایت برای brockwwe.net محفوظ است.